انقلاب اسلامی ایران با آرمان استقلالطلبی و عزتطلبی، دفاع از مظلومین عالم و استکبارستیزی با ماهیت الگوسازی و تمدنسازی در مقابل نظام لیبرال دموکراسی غرب با مدعای نظم نوین جهانی، از روزهای آغازین خود، آماج تهاجم همهجانبه استکبار جهانی به سرکردگی امریکا، از طریق توسلجویی به روشهای مختلف کودتا، ترور، جنگ و ایجاد فشارهای بینالمللی و تحریمهای اقتصادی با هدف تغییر ساختار و براندازی نظام گردید.
با توجه به ناکارآمدی این ابزارها در دستیابی به اهداف و تجربه موفق ایران در عرصه مقابله با تهدیدات سخت و نظامی و از طرفی غیرشفاف بودن ماهیت تهدید نرم و همچنین کنش تمدنی غرب در دوران پساکمونیسم در بکارگیری الگوی نوین تغییر حاکمیت تحت عنوان انقلابهای مخملی و رنگی در اروپای شرقی، و آسیای مرکزی و قفقاز شامل چکسلواکی، لهستان، صربستان، گرجستان، اوکراین و قرقیزستان و نیز تحمیل هزینههای بینالمللی فراوان در سالهای اخیر در تهاجم نظامی به افغانستان و عراق، دشمنان انقلاب اسلامی را ترغیب به تمرکز بر اعمال تهدیدات نرم علیه جمهوری اسلامی ایران نمودهاست.
تمامی اقداماتی را که موجب میشود تا اهداف، ارزشهای حیاتی و اصیل یک نظام سیاسی و امنیت ملی کشور از لحاظ فرهنگی به خطر افتد یا موجب ایجاد تغییر و تحول اساسی در باور و ارزشهای اصلی نظام (استحاله فرهنگی) شود تهدید نرم میگویند. تهدید نرم همان براندازی خزنده و خاموش است. تغییرات ناشی از تهدیدات نرم، ماهوی، آرام و تدریجی است. این تهدید همراه با آرامش و خالی از روشهای فیزیکی و به شکل قانونی و با استفاده از ابزارهای تبلیغات، رسانه، احزاب، تشکلهای قشری اعمال میشود۱.
تهدیدات نرم موجب میشود در طی یک دوره زمانی به جای تغییر ساختار، هویت و ارزشهای حاکم تغییر نماید با توجه به همین تهدید بود که مقام معظم رهبری در سخنرانی خود (۲۹/۱۱/۱۳۸۷) در دانشگاه علم و صنعت فرمودند: «همه بدانند که امروز دشمنان نظام جمهوری اسلامی از برکندن این بنیان مستحکم احساس عجز میکنند. سعیشان این است که به وسایل گوناگون، به دست خود کسانی که در این انقلاب بودند و هستند، از این محتوا ذره ذره بکنند. جمهوری اسلامی اسمش باشد، اسمش نظام انقلابی باشد، اما از محتوای اسلامی از محتوای انقلاب در آن خبری نباشد اسمش چه ارزشی دارد؟ محتوا لازم و مهم است.»
در واقع آنگاه که ارزشهای اصلی یک نظام کنار گذاشته شد به تدریج گفتمان و هویت جامعه و حتی نظامهای مستحکم و قوی چون اتحاد جماهیر شوروی از درون فرو خواهد پاشید.
ایالات متحده امریکا به خصوص بعد از پایان جنگ سرد به کمک عوامل خارجی و داخلی اقدام به انجام انقلابهای مخملی در کشورهای هدف نمودهاست. سرویسهای اطلاعاتی نظام سلطه با ایجاد مؤسسات زنجیرهای آموزشی ـ پژوهشی و عامالمنفعه، اقدام به سازماندهی انقلابهای رنگی به کمک عوامل خارجی و داخلی در یک کشور مینماید. مؤسسات سوروس یکی از مهمترین مؤسساتی است که در زمینهی انقلابهای رنگی و مخملی در کشورهای مختلف فعالیت داشته است در این مقاله با هدف نهایی آشنایی با تهدیدات و براندازی نرم به سؤالات زیر انشاءالله به اختصار پاسخ خواهیم گفت:
۱٫ جورج سوروس کیست؟
۲٫ بنیاد سوروس چیست و چه اهدافی را دنبال میکند؟
۳٫ براندازی نرم و انقلابهای مخملی چگونه شکل میگیرد؟
۴٫ چگونه میتوان با تهدیدات نرم در دههی چهارم انقلاب مقابله کرد؟
جورج سوروس کیست و بنیاد سوروس چیست؟
«تمام این کشورها (کشورهای آسیای جنوب شرقی) ۴۰ سال تلاش کردند تا اقتصاد خود را بسازند و احمقی همچون سوروس با پول زیاد خود، آن را به نابودی میکشد.»۲
(ماهاتیر محمد ـ نخستوزیر سابق مالزی)
«سوروس و مؤسسات وابسته به وی مسئول انقلابهای رنگین در گرجستان و اوکراین بودهاند. »۳
(ولادیمیر پوتین ـ رئیسجمهور سابق روسیه)
جورج سوروس متولد ۱۲ اوت ۱۹۳۰ در یک خانواده مرفه یهودی در مجارستان به دنیا آمد وی فرزند تیوادار سوروس، ابداءکننده زبان اسپرانتو میباشد. جورج این زبان را از کودکی آموخت و با آن آشنا شد. در ضمن پدر سوروس جزو اسرای جنگ جهانی اول بود که سرانجام به روسیه میگریزد تا بتواند بار دیگر خانوادهاش را در مجارستان ملاقات کند. سوروس ۱۳ ساله بود که ارتش آلمان نازی، مجارستان را تصرف میکند و یهودیان را تبعید مینماید. جورج جوان در سال ۱۹۴۶ میتواند با شرکت در همایش بینالمللی زبان اسپرانتو که در کشور سوییس برگزار شد فرار کند. در سال ۱۹۴۷ به انگلستان مهاجرت میکند. وی در سال ۱۹۵۲ از دانشگاه اقتصاد لندن فارغالتحصیل میشود و در سال ۱۹۵۶ نیز به ایالات متحده مهاجرت میکند و او در آن زمان اعلام میکند که هدفش این است تا بتواند در والاستریت به اندازه کافی پول در بیاورد.
سوروس هنگامی که در دانشگاه اقتصاد لندن مشغول به تحصیل بود با اندیشههای کارل پوپر فیلسوف مشهور آشنا شد و تفکر جامعه باز پوپر توانست تأثیر به سزایی در نوع نگرش و تفکر او بگذارد. در واقع تجربه سوروس از نازیسم و کمونیسم، او را مجذوب نقدهای پوپر نسبت به نوع اداره کشور با حکومت مقتدر مرکزی کرد. جامعه باز تنها درصورتی میتوانست رونق بگیرد که حکومتهای دموکراتیک بنا نهاده شدهباشند، آزادی بیان وجود داشتهباشد، عقیدههای گوناگون امکان بروز و ظهور داشتهباشند، حقوق فردی مراعات شده باشد و او هم در همین راستا گام برداشت. به همین منظور بعدها سوروس در گرامیداشت استاد خود کارل پوپر، نویسنده کتاب جامعه باز و دشمنان آن، مؤسسهای را بنا نهاد که نام آن را «بنیاد جامعه باز» گذاشت که هدف آن ایجاد و حفظ ساختارها و نهادهای جامعه باز بود.
زمانی که سوروس (۱۹۵۶) به ایالات متحده آمد از طریق صندوق سرمایهگذاری بینالمللی که خود وی تأسیس و اداره مینمود از لحاظ مالی به موفقیت رسید. وی مؤسسه مالی بینالمللی فاند منیجمنت را بنا نهاد که مؤسسهای خصوصی است و در زمینه سرمایهگذاری و مدیریت مالی مشاوره میدهد و از آغاز تاکنون مشاور اصلی کوانتوم فاند بوده که در ۳۰ سال گذشته بطور متوسط سود سالانهاش ۳۱% بودهاست. مجله فوبوز، جورج سوروس را با ثروت خالص ۱۱۰ میلیارد دلار به عنوان نفر بیست و نهم فهرست ثروتمندترین افراد جهان، ردهبندی نمودهاست. از سال ۱۹۷۹ تاکنون، سوروس بیش از ۶ میلیارد دلار، کمک مالی کردهاست.
در سال ۱۹۷۹ سوروس، مؤسسه جامعه باز را در نیویورک ایجاد کرد. امروزه او شبکهای از این قبیل مؤسسات را در سرتاسر اروپای مرکزی و شرقی، شوروی سابق و اوراسیای مرکزی و همچنین افریقای جنوبی، گواتمالا و ایالات متحده و… دارد.
مؤسسات سوروس، نهادهای مستقلی هستند که در کشورها و یا مناطق خاصی تأسیس شدهاند تا فعالیتهای جامعه باز را آغاز و مورد پشتیبانی قرار دهند. اولویتها و اقدامات خاص هر مؤسسه توسط یک هیأت مدیره و کارکنان محلی با مشورت جورج سوروس و نمایندگان و مشاوران مؤسسه جامعه باز (OSI) تعیین میشوند.
این شبکه متشکل از مؤسسات ملی در ۲۹ کشور میباشد که دارای مدیران و کارمندان محلی هستند. بنیاد ملی برای دموکراسی و مؤسسه خانه آزادی نیز متعلق به جورج سوروس میباشند. بنیاد ملی برای دموکراسی ۴ مؤسسه وابسته به خود دارد. مؤسسه بینالمللی جمهوریخواه، مؤسسه دموکراتیک ملی برای امور بینالمللی، مرکز بنگاههای بینالمللی خصوصی و مرکز امریکایی برای همبستگی بینالمللی کارگران، وابسته به آن هستند. در این رابطه گفته میشود که این سازمانها به شکل منحصر به فردی برای ارائه کمک فنی به پا گرفتن دموکراسیهای نوپا در سراسر جهان فعالیت میکنند و در این زمینه پروژهها، برنامههای آموزشی ـ پژوهشی در زمینههای هنری، کشاورزی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی را در کشورهای مختلف دنبال میکنند. خانه آزادی نیز سازمانی است که در زمینه های مختلف مرتبط با دمکراسی، آزادی اندیشه و رسانهها در سطح جهان فعالیت میکند و گزارشهای سالانه این مؤسسه در این زمینهها مورد استناد مراکز و محافل مختلف تحقیقاتی و پژوهشی قرار میگیرد.
در پایان این قسمت مناسب است با تألیفات سوروسی نیز آشنا شویم. جورج سوروس علاوه بر مقالات فراوان در باب تغییرات سیاسی و اقتصادی در اروپای شرقی و شوروی سابق نویسنده کتابهای زیر نیز میباشد:
۱٫ سراب برتری امریکا: اصلاح سوءاستفاده از قدرت امریکا.
۲٫ دیدگاه جورج سوروس در مورد جهانی شدن.
۳٫ جامعه باز: اصلاح سرمایهداری جهانی.
۴٫ علم و جامعه باز: آینده فلسفه کارلپوپر.
۵٫ بحران سرمایهداری جهانی: جامعه باز در خطر.
۶٫ دیدگاه سوروس در مورد خودش: همگام بودن با پیشرفت.
۷٫ تعهد به دموکراسی: تشویق تجارت آزاد و اصلاحات دموکراتیک در شوروی و اروپای شرقی.
۸٫ گشایش سیستم شوروی.
۹٫ کیمیای سرمایه. ۴
بنیاد سوروس و انقلابهای مخملین
انقلابهای مخملی به پروژهای از تحولات سیاسی گفته میشود که از مدیریت رسانهای و افکار عمومی و همزمان مهندسی اجتماعی آغاز میشود تا به یک مهندسی جدید سیاسی و تغییرات شبه دموکراتیک در یک نظام سیاسی معطوف گردد. بین انقلابهای رنگی، و کارآمدی نظامهای سیاسی ارتباط و همبستگی وجود دارد. هر اندازه نظامهای سیاسی ناکارآمدتر باشند زمینه برای انقلابهای رنگی فراهم میشود. یعنی مخالفان نظام به جای اینکه هزینه نظامی برای براندازی نمایند و به وسیلهی آن، نظام را از لحاظ امنیتی دچار بحران کنند، فضای داخلی را به دلیل افزایش گسست بین نظام سیاسی با مردم ملتهب میکنند و خود جامعه را از درون دچار آشوب مینمایند. از طرف دیگر طراحان پروژههای انقلاب رنگی سعی در فروپاشی ارزشها و هنجارهای قبلی را دارند تا بدینوسیله مشروعیت رهبران را زیر سؤال ببرند زیرا این ارزشها با افزایش جریان مدرنیزاسیون و بسیج اجتماعی فزاینده، در معرض خطر قرار میگیرند. در چنین شرایطی نیروهای خارجی با تبلیغات گسترده به تبیین هویتی نوین برای ملتی که از هویت پیشینِ خود واماندهاست میپردازد. در جریان انقلابهای رنگی با بحران هویت، مردم به دو دسته تقسیم میشوند:
|
۱) طرفداران حفظ وضع موجود |
۲) طرفداران تغییر وضع موجود برای نیل به وضع مطلوب |
این گسست و دوگانگی در درون جامعه و نخبگان سه نتیجه را به همراه دارد:
۱٫ انسجام ملی از دست میرود.
۲٫ هویت سیاسی و فرهنگی کمرنگ میشود.
۳٫ سقوط مشروعیت و تضعیف ساختار سنتی صورت میگیرد.
در چنین شرایطی بازیگران خارجی عرصه انقلابهای رنگی در پوشش بنیادهایی چون بنیاد سوروس به کمک مخالفان و نخبگان سیاسی داخل کشور، سازمانهای غیردولتی (NGO) ، احزاب سیاسی و جنبشهای دانشجویی و رسانهها در بستر «یک تحول سیاسی(مثل قتل یا تقلب در انتخابات)» اقدام به براندازی نرم از طریق انقلابهای رنگی مینمایند.
بازیگران خارجی و داخلی آنگاه که شرایط برای انقلاب رنگی آماده شد، وارد اجرای آن میشوند به زعم جین شارپ که در کتاب جایگزین عملی برای جنگ هم آمدهاست ۱۹۸ روش غیر خشونتآمیز برای ترغیب مخالفان به اعتراض و اعمال فشار به حاکمان اشاره میکند که مهمترین آن به شرح ذیل میباشد:
۱٫ استفاده از نمادها و رنگهای گوناگون (مثل نارنجی، سبز و…).
۲٫ صدور اعلامیه مخالفت از طریق سازمانها و نهادها.
۳٫ اعلام جرم علیه حاکمان و دادخواهی جمعی مردم (مثل دروغگو خطاب کردن حاکمان).
۴٫ بهرهمندی از رسانههای گروهی جهت اشاعه اعتراض.
۵٫ تحصن و اعتصاب.
۶٫ به سخره گرفتن مقامات عالیرتبه.
۷٫ راهپیمایی و تظاهرات.
۸٫ به پا داشتن مراسم سوگواری و تشییع جنازههای نمادین.
۹٫ خواندن سرودهای نمادین.
۱۰٫ نافرمانی مدنی.
۱۱٫ ایجاد نهادها و الگوهای جدید اجتماعی.
۱۲٫ افشای اسناد محرمانه.
۱۳٫ برپایی حاکمیت و حکومت دوگانه.
۱۴٫ و… .
پیتر اکرمن هم در کتاب «تئوری منازعه غیر خشونتآمیز» مینویسد: اعتراضهایی که از خشونت اجتناب میورزند نسبت به انقلابهای خشونتبار از بخت بیشتری برای ساقط کردن حکام دیکتاتور برخوردارند. زیرا مبارزه بدون خشونت به دنبال حل درگیریها نیست بلکه میخواهد در آنها پیروز شود.
با توجه به اصول اقدامات غیر خشونتآمیز و انقلابهای مخملی، بنیاد سوروس همواره تلاش کردهاست از طریق غیر خشونتآمیز زمینههای انقلاب رنگی در کشورهای هدف را آماده سازد.
انقلاب بولدوزر در سال ۲۰۰۰ در صربستان، انقلاب رز در گرجستان در سال ۲۰۰۳، انقلاب نارنجی در اکراین و انقلاب لاله در قرقیزستان از آن جمله میباشد. در همین رابطه مؤسسه جامعه باز که متعلق به بنیاد سوروس میباشد نقش درخور توجهی در وقوع انقلابهای مخملین در این کشورها داشتهاست و گفته میشود چند نفر از افراد نزدیک به سوروس به کابینه دولت گرجستان و اکراین راه یافتهاند.
جورج سوروس در مصاحبه خود با روزنامه لوسآنجلستایمز، چاپ امریکا اظهار داشت؛ که تمایل دارد سناریوی گرجی «انقلاب مخملین» در کشورهای آسیای مرکزی، جامعه کشورهای مستقل مشترکالمنافع یعنی قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان، تکرار شود. سوروس تأکید کرد که بنیاد خیریه وی از اصلاحات دموکراتیک در کشورهای این منطقه حمایت میکند. با توجه به اطلاعات روزنامه لوسآنجلستایمز در سال ۲۰۰۳، بنیاد سوروس مبلغی معادل ۲۰میلیون دلار به منظور حمایت از اصلاحات، در پنج کشور آسیای مرکزی هزینه کردهاست. ۵
روند کار بنیاد سوروس نیز جالب است این بنیاد ابتدا با نام مرکز مطالعاتی در کشورها شروع به فعالیت کرده و سپس با ارزیابی مخالفان دولت مرکزی و حمایت روزنامههای مخالف دولت، زمینه را برای انقلابی آرام فراهم میکند.
با دستگیری خانم هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش و رامین جهانبگلو مشخص شد بنیاد سوروس از مؤسسات و مراکزی که به دنبال ایجاد نافرمانی مدنی در جمهوری اسلامی ایران هستند حمایت میکند. که مهمترین مورد آن حمایت و پشتیبانی بنیاد سوروس از مرکز ویلسون که هاله اسفندیاری از مدیران بخش خاورمیانهای آن بودهاست. طبق اعتراف هاله اسفندیاری بنیاد سوروس با حمایت از برنامه خاورمیانهای مرکز ویلسون به دنبال ایجاد یک شبکه ارتباط غیررسمی در ایران بوده و در جهت عملی نمودن اهداف براندازی نظام گام بر میداشتهاست. ۶
کیان تاجبخش نیز در اعترافات خود بیان داشت، بنیاد سوروس به دنبال شکاف بین حاکمیت و ملت بودهاست تا از طریق این شکاف آن قسمتهای جامعه مدنی که بر مبنای جامعه باز شکل گرفته و توانمند شده روی حاکمیت به منظور تغییر رفتار فشار اعمال کند.
رامین جهانبگلو نیز در این رابطه اظهار داشت: «من الآن که بر میگردم به این فعالیت چند سالهام از دوره امریکا تا ایران، میبینم که فعالیتهایی که داشتم بیشتر در راستای منافع دشمنان ایران قرار گرفته تا در راستای منافع ملت ایران و از کرده خود خیلی پشیمانم و فکر میکنم که به بهترین وجه باید آن را بتوانم جبران کنم»۷
کیان تاجبخش از متهمان کودتای مخملی در دادگاه چهارم خود گفت: اگر یکی از اولین نمونههای براندازی را ارتباط سفر عطریانفر به بنیاد سوروس قبل از سال ۱۳۷۶ بدانیم میتوان نهایت آن را ملاقات سیدمحمد خاتمی همراه ظریف با سوروس در نیویورک در سال ۱۳۸۵ دانست که این ارتباط مستمر بوده و ادامه داشتهاست. ۸
جورج سوروس که در ارتباط با این ملاقات در جمع مدیران و فعالان تعدادی از سازمانهای غیردولتی امریکا سخن میگفت به تلاش مؤسسه جامعه باز برای ارتباط با جریانهای فکری «سکولار» در جهان اشاره کرد و گفت: یکی از بهترین جلساتی که من در ارتباط با پیشبرد دموکراسی در جهان اسلام و به ویژه در ایران در آن حضور یافتم، ملاقاتی بود که در روز سهشنبه ۱۴ سپتامبر ۲۰۰۶ با محمد خاتمی رئیسحمهور سابق ایران برگزار کردم وی همچنین با جذاب خواندن این دیدار گفت: که تاریخ ان به این جهت در حافظهاش ثبت شده که حدود ۱۰ سال در انتظار دیدار خاتمی بودهاست. سوروس در بخش دیگری از سخنانش فاش کرد: به خاتمی گفتم با اینکه تعداد بسیاری از شهروندان سرخورده ایرانی از تغییرات اساسی در ساختار سیاسی ایران حمایت خواهند کرد اما آنان هنوز فاقد گروههای سازماندهی شده برای پشتیبانی از یک انقلاب (بخوانید براندازی) هستند. سوروس، پدر انقلاب مخملی، بیان داشت؛ خاتمی در این جلسه به من گفت که کلید قفل بسته شده سیاست در ایران، تنها و تنها فشارهای اجتماعی و کمپینهای وابسته به جنبشهای دانشجویی، کارگری و زنان است که باید خواستههای گروهی و شعار تغییر را از درون دفاتر در بسته خود به سطح معابر عمومی منتقل کنند. ۱۰
سند دیگری که دال بر فعالیت بنیاد سوروس در ایران است میتوان به یادداشتهای کاملیا انتخابیفرد در روزنامه کویتی القبس اشاره کرد. کاملیا انتخابیفرد عضو سابق هیأت تحریریه روزنامههای همشهری در زمان مدیر مسئولی غلامحسین کرباسچی و روزنامه توقیف شده «زن» به مدیر مسئولی فائزه هاشمی بود که پس از توقیف این روزنامه به خارج از کشور رفت. وی از حضور خود در مهمانی منزل جورج سوروس رئیس بنیاد «جامعه باز» به همراه «شهلا شرکت» و محمد عطریانفر عضو شورای حزب کارگزاران خبر داد. انتخابیفرد که کتاب وی با عنوان «کاملیا حقیقت را بگو تا نجات یابی» به زبان انگلیسی به عنوان سلسله یادداشتهای روزانه با ترجمه عربی در ۱۰ قسمت در روزنامه القبس چاپ شده در یکی از این یادداشتها تأکید میکند که در سفری به امریکا به همراه «محمد عطریانفر» از روزنامهی همشهری، «شهلا شرکت» مدیر مسئول ماهنامه زنان، «مژگان جلالی» از روزنامه ایراننیوز در مهمانی ویژهای در منزل جورج سوروس حضور داشتهاست. حتی بعد از پایان این جلسه سوروس کتاب خود را امضاء کرد و به ما هدیه داد و عطریانفر از ما خواست کتاب سوروس را دور بیندازیم تا هنگام بازرسی از بارها در فرودگاه مهرآباد پیدا نشود.
کریم ارغندهپور روزنامهنگار دوم خردادی هم در وبلاگ شخصی خود از سفر هیأت مطبوعاتی شامل مرحوم احمد بورقانی، علی مزروعی، حسین قاضیان، رضا تهرانی و شهابالدین فرخیار به امریکا سخن گفتهاست۱۰. که بدون تردید همه آنها در جهت برقراری ارتباط بنیاد سوروس با محافل سیاسی، سازمانهای مردمنهاد، روزنامهنگاران و جنبشهای دانشجویی در ایران بودهاست. حوادث کوی دانشگاه در سال ۷۸ و وقایع بعد از انتخابات ریاستجمهوری دور دهم همگی در چارچوب براندازی نرم جمهوری اسلامی ایران طراحی گردیدهاست که به علت نفوذ کلام و قدرت مثالزدنی ولایتفقیه در ایران و تودههای انقلابی مردم، همگی به لطف خداوند به شکست انجامیده است. وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران هم بعد از بازداشت هاله اسفندیاری و پخش اعترافات آنها طی اطلاعیهای اعلام کرد بنیاد سوروس در ایران با ایجاد یک شبکه ارتباط غیررسمی و تلاش برای توسعه و گسترش آن اهداف براندازی را دنبال میکردهاست.
راهکارهای مقابله با تهدیدات نرم در دههی چهارم انقلاب
همانطور که عنوان شد دشمن تلاش دارد در یک جنگ نرم در دههی چهارم انقلاب به تغییرات و تحولات اجتماعی در ایران اقدام نماید. عناصر کلیدی این جنگ نرم عبارت خواهد بود از:
۱٫ مدیریت ادراکات = تبدیل یقین به شک.
۲٫ مدیریت احساسات = تبدیل حب به بغض.
۳٫ پلورالیزم = تکثیرگرایی فرهنگی، دینی، سیاسی و اقتصادی.
۴٫ هژمونی = سلطه نسبیت انگاری اخلاقی، اباحهگرایی مذهبی، سکولاریزم و مصرفزدگی.
هدف از این اقدامات نرم آن است تا به تدریج در درون جامعه ایرانی تغییرات اجتماعی به وجود آمده و با تغییر ارزشها و هنجارها حاکمیت دینی از سوی مردم تحت فشار قرار گرفته و تغییر رفتار داده یا جا به جایی در قدرت صورت گیرد. دانشگاهها، سینما، حوزهی ادبیات، رمان، شعر، موسیقی، هنرهای تجسمی، صدا و سیما، روزنامهها و سازمانهای مردمنهاد غیردولتی میتوانند ابزار بسیار مناسبی برای تغییرات باشند. این تغییرات هنجاری میتواند جنبشهای اجتماعی بر علیه حاکمیت را به وجود آورد هدفی را که بنیادهایی چون سوروس به دنبال آن هستند.
راهکارها:
۱٫ تغییر نظام ارزشگذاری در وزارت علوم و کادرسازی هدفمند در حوزه علوم انسانی و تسخیر کلیه دانشگاههای علوم انسانی.
۲٫ جلوگیری از ترجمهزدگی در حوزه فرهنگ.
۳٫ آسیبشناسی فناوری اطلاعات و ارتباطات.
۴٫ شبکهسازی نیروهای علمی درکشور در قالب بسیج اساتید و دانشجویی.
۵٫ جبهه متحد فرهنگی در داخل کشور.
۶٫ شبکهسازی رسانههای همسو در کشور.
۷٫ تقویت نقش مساجد و هیأتها.
۸٫ طراحی نقش جامعه هنری با محوریت بسیج (رمان، ادبیات، موسیقی و شعر).
۹٫ تشکیل هستههای مقاومت حزبا… در سراسر جهان با محوریت فرهنگی اجتماعی. % ن
نویسنده : ابوالفضل صدقی
منابع :
۱٫ اصغر افتخاری، امنیت جهانی، رویکردها و نظریه ها، پژوهشکده مطالعات راهبردی ۱۳۸۰
۲٫ The Burma Net News, August 25, 1997
3. George Soros, The Age of Fallabillity, The Consequences of the war on Terror, Public AF Fairs press, New york 2006
4. منابع این قسمت برگرفته شده از:
الف) خبرگزاری فارس
ب) دانشنامه آزاد ویکی پویا
ج) کتاب جورج سوروس و انقلابهای مخملین، چاپ و انتشارات مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات ایران معاصر ص ۹ ـ ۱۸
۵٫ Johanna Neuman, Democrats Line up Their own Billionair Fire Power,
Los Angeles Times. Dec, 26, 2003
6. حمزه عالمی، بنتیاد سوروس ماهیت و عملکرد، خبرگزاری فارس
۷٫ www.Sanyeh news.com
8. www.inn.ir
9. www.inn.ir/newsdetail.aspxzid=26411
10. www.sanyeh news.com


