
وحدت حوزه و دانشگاه مناسبت تقویمی یا ضرورت اجتماعی
کریم جباری
مرور دستاوردهای موضوع وحدت حوزه و دانشگاه پس از سالها ما را بدین جا می رساند که هنوز نگرش تقویمی بر تحولات ضروری به منظور دستیابی به وحدت حوزه و دانشگاه ترجیح دارد و موضوعی با این اهمیت در مراحل اولیه و شعاری آن در سطح گرامی داشت شهید مفتح متوقف مانده است . اسف بار این که همین حادثه نیز کالبد شکافی محتوایی نمی شود . چون بررسی عمیق تر این حادثه اسفبار نشان می دهد که عامل شهادت دکتر مفتح و پیش از آن علامه شهید استاد مطهری چیزی نبود جز نوعی روشنفکر زدگی افراطی و التقاطی و خشن گروه فرقان . این تفکر ویرانگر ، مهمترین خطر را وجود علما و فضلایی می دید که جامع دین و علم و سنت و مدرنیته و حامل نگرشها و علوم حوزه و دانشگاه اند . البته به جای وحدت حوزه و دانشگاه که آرمانی استراتژیک است ، بهتر و دقیق تر آن است که از تعامل و همکاری حوزه و دانشگاه سخن به میان آید . این تعامل نیز به نوبه خود به شکل اساسی تر به تعامل بین روشهای مطالعات علمی و پژوهشهای دینی باز می گردد . نکته مهم در این عرصه آن است که تلاش برای وحدت حوزه و دانشگاه اگر چه مسئولیت مشترک همه دانشگاهیان و حوزویان است اما همه نمی توانند در این عرصه مهم نقش آفرینی کنند ؛ مثلا صرف داشتن مدرک دانشگاهی داشتن یا حوزوی و روحانی بودن نمی تواند در این زمینه حلال مشکلات باشد و این روح اصیل علمی و معنوی حوزه و دانشگاه است که به معنای واقعی کلمه می تواند در این عرصه حرف اول را بزند . البته برخی هم تنها به شکل صنفی به ماجرا می نگرند و هدف را رفع مشکلات و سوء تفاهمات صنفی و شغلی بین حوزویان و دانشگاهیان تلقی می کنند ؛ اما مساله محوری وحدت حوزه و دانشگاه فراتر از اینهاست . اینک ضروری است که با گذشت سالهای بسیار از طرح موضوع وحدت حوزه و دانشگاه ، بار دیگر به این موضوع توجه کنیم که آیا حقیقتا وحدت حوزه و دانشگاه ضرورتا به عنوان یک مناسبت تقویمی مطرح است یا یک ضرورت علمی و فرهنگی و دینی است ؟ که مسلما گزینه دوم درست است . به هر حال ، از اهداف و راهبردهای متنوع قریب الحصول و نیز درازمدت وحدت یا تعامل حوزه و دانشگاه ، می توان به زیر اشاره نمود :
۱٫ تاکید همه ساله رسانه ها بر مناسبت تقویمی بزرگداشت شهادت دکتر مفتح به عنوان نماد وحدت حوزه و دانشگاه و یک شخصیت جامع بین علم و دین و مطالعات دانشگاهی و نگرش حوزوی
۲٫ تقریب و همدلی بین گروههای آموزشی دانشگاهی و حوزوی به منظور افزایش احترام متقابل و درک درست و واقع بینانه طرفین از نظام علمی و آموزشی یکدیگر و عرصه های کاری و توانمندی های طرفین و رفع زمینه های سوء تفاهم بین این دو نهاد آموزشی و کاستن از فاصله ها و اصلاح نگرشهای منفی احتمالی . از مهم ترین موانع این تقریب فکری ، عبارت است از رخوت و رکود و تحجرگرایی و نیز تجددگرایی افراطی .
۳٫ تضارب آراء و تعامل بیشتر حوزه و دانشگاه در عرصه تحقیقات علمی و پژوهشی
۴٫ تضارب آراء و تعامل بیشتر حوزه و دانشگاه در مناسبات مختلف روابط علم و دین ( مانند نظریه تکامل در زیست شناسی – جامعه شناسی دین – روانشناسی دین و ….. ) .
۵٫ تضارب آراء و تعامل بیشتر حوزه و دانشگاه در جهت رفع مشکلات اجتماعی مردم
۶٫ تضارب آراء و تعامل بیشتر حوزه و دانشگاه در جهت کمک به مدیریت کارآمد کشور ( مهندسی این مهم عمدتا به دولتمردان و مدیریت حوزه های علمیه و وزارت علوم مربوط می شود ).
۷٫ تضارب آراء و تعامل بیشتر حوزه و دانشگاه در تحقق ظرفیت های گسترده جهان اسلام و کشورهای اسلامی
۸٫ تضارب آراء و تعامل بیشتر حوزه و دانشگاه در جهت طرح و انتقال نگرش اسلامی و میراث فرهنگ اسلامی به دانشگاههای مهم جهان
۹٫ تضارب آراء و تعامل بیشتر حوزه و دانشگاه در جهت رفع خلاهای فرهنگی و اخلاقی دانشگاهها و تلاش برای افزایش سلامت روانی و اعتماد به نفس و موفقیت جوانان
۱۰٫ تضارب آراء و تعامل بیشتر حوزه با دانشگاه در جهت به روز شدن و جامعیت یافتن حوزه ها از منظر علمی و تبلیغی و اطلاع رسانی دینی (جوابگویی به نیازها و احساسات نسل جدید) . طرح و تدریس آخرین نظریات علوم جدید به شکل کامل و جامع و علمی در حوزه ها و احیای حوزه های علمیه سنتی به شکل جامع آن چنان که مد نظر شخصیت هایی مانند ابن سینا و خواجه نصیر و فارابی و علامه حلی و شیخ بهایی و علامه طباطبایی و امام خمینی و استاد مطهری و شهید بهشتی و باهنر و مفتح بوده و بتواند شخصیت هایی از این دست تربیت کند و به جهان امروز عرضه کند . خطر اساسی حوزه ها و دانشگاهها تربیت افراد تک بعدی متحجر قشری گرا و یا خودباخته و غرب زده است که تنها رشته خاص و مطالعات محدود خود را اصل علوم عالم می دانند و همه دانشهای دیگر حوزوی یا دانشگاهی را به عناوین مختلف تحقیر نموده و بی ارزش می انگارند .
۱۱٫ تضارب آراء و تعامل بیشتر حوزه و دانشگاه به منظور احیای مجدد تمدن اسلامی در جهان امروز
۱۲٫ زمینه سازی برای مشارکت در بازسازی علوم انسانی بر پایه نگرش دینی و جنبش نرم افزاری در عرصه ارائه مفاهیم و تئوری ها و نظریه پردازی های مربوطه
۱۳٫ مشارکت فضلای با صلاحیت حوزه علمیه در مباحث علمی میان رشته ای در موضوعات و عرصه های خاص رشته های علوم تجربی و انسانی ( طرح دیدگاه اسلام و نظریات متفکران اسلامی در رشته های اقتصاد ، علوم تربیتی ، روانشناسی ، علوم سیاسی ، حقوق ، هنر ، علوم پرشکی و رشته های هنری و فنی و مهندسی و …. )
۱۴٫ بهره گیری از علم و تجربه دانشمندان و فارغ التحصیلان برجسته دانشگاهی در حوزه ها در زمینه های مورد نیاز
۱۵٫ تقویت حضور سازنده علمای ربانی و فضلای برجسته حوزه در دانشگاهها در جهت تقویت احساسات و تمایلات مذهبی دانشگاهیان و تحکیم باورها و نگرش های دینی و منشهای اخلاقی دانشجویان و اساتید دانشگاه و ارائه مشاوره های دینی به دانشگاهیان
۱۶٫ تقویت هویت اسلامی دانشگاه ها و حضور گسترده و ملموس تفکر دینی و تعلقات مذهبی در دانشگاهها به شکل مبنایی و نهادینه شده و نه ظاهری و موسمی
۱۷٫ مشارکت تمام عیار و کارآمد و تاثیر گذار و سازنده حوزه های علمیه در انواع فعالیت های هنری و فرهنگی و برنامه ریزی و مشارکت و نظارت فعال حوزه های علمیه بر کلیه فعالیت های دینی و فرهنگی عمومی و دولتی به منظور هدایت این فعالیت ها و ارتقای سطح آنها و پیشگیری از بروز و گسترش جریان های مخرب و ضد فرهنگی مانند انواع سطحی نگری ها و خرافه پرستی ها و عرفان های کاذب و مخدر و درمان و اصلاح انحرافات ناشی از خلا فرهنگی و معنوی نسل جوان
۱۸٫ پرهیز از غرور و خودمحوری و احساس استغنای کاذب حوزویان و دانشگاهیان از یکدیگر و درک نیازهای متقابل و عمیق حوزه و دانشگاه به همدیگر و تضارب آراء و تعامل بیشتر دانشگاه ها با حوزه های علمیه به منظور دست یابی به اصالت ها و تحکیم هویت دینی و نیز تعامل گسترده حوزه با دانشگاه به منظور کاربردی و عملیاتی و اجرایی کردن آموزه های دینی .
۱۹٫ تشکیل اتاقهای فکر و برگزاری کارگاههای علمی و همایشها و سمینارهای علمی با مشارکت حوزه های علمیه و دانشگاهها
۲۰٫ سازماندهی فضلای حوزوی که تحصیلات یا مطالعات دانشگاهی دارند و نیز آن دسته از اساتید تلاشگر دانشگاه که تحصیلات یا مطالعات وسیع دینی دارند و تهیه بانک اطلاعاتی از این مجموعه ارزشمند و سوابق فعالیتهای آنان و برقراری ارتباط فرهنگی بین این مجموعه ها برای تدارک انواع فعالیت های مشترک آتی .


