به بهانه پیوند خون شهدای عشایر و سپاه

بسم الله الرحمن الرحیم

و مپندارید آنانکه در راه خدا کشته شده‎اند، مرده‎اند بلکه زنده‎اند و و روزی خور خوان الهی‌اند. “قرآن کریم”

۲۸ / مهر / ۱۳۸۸ - ساعت: ۱۰:۳۱ ق.ظ
 

بسم الله الرحمن الرحیم

و مپندارید آنانکه در راه خدا کشته شده‎اند، مرده‎اند بلکه زنده‎اند و و روزی خور خوان الهی‌اند. “قرآن کریم”
در جمعی پاک و عاشق و با صفا که نورخورشید یکرنگی و همدلی و محبت آنان کورکننده چشم خفاشان کوردل بود،‌دستی پلید و زشت درآمد و خون عاشقان فرشته خوی امت اسلام را در هم آمیخت. اما چه باک که خونهای به هم آمیخته و این پیکرهای پاره پاره و آن جگرهای به دندان گرفته شده، دودمان و بنیاد سلسله ظلم و تباهی و تیرگی را سست تر از همیشه خواهد کرد.

اگر غم لشگر اندوزد که خون عاشقان ریزد
من و ساقی بهم سازیم و بنیادش براندازیم

شهادت، این یگانه معشوق پاکبازان و دلدادگان حریم دوست، سالها پس از پایان دوران دفاع دهساله -نه هشت ساله- ملت مظلوم ایران اسلامی، کماکان عاشقانی را که ناله‎ای از جنس نیاز دارند، در آغوش می کشد.

اگر آه تو از جنس بلور است
در باغ شهادت باز، باز است

اما محفل عشق و عاشقی ابن بار چه با صفا و بی‎آلایش است. مردی از تبار قافله عشاق، جانبازی جامانده از قافله شهادت، فرمانده ای از سلاله همت و باکری، کنار چند نفر از همسنگران همراهش، در جمعی با صفا و خاکی و در جمع بزرگی از عشایر بلوچستان ایران، و بهمراه آنان و در کنار آنان به خاک و خون کشیده می شود و کبوتر عاشق و خسته روح بزرگش هم‌پرواز و همداستان با عاشقان بی ریا و باصفای عشایری، تا حریم ملکوت اوج می گیرد.

چه زیباست این پیوند خون جا‌مانده‎ای از قافله شهدای ملت ایران در نبرد دهساله با همه استکبار، با خون عشایر شهید پروری که بار کینه و نفرت استکبار را این بار از شرق کشور به دوش می کشند و ضحاک ددمنش، خون این جانباز عاشق و آن جمع پاک عشایری را در هم آمیخت و پیکرهای پاره پاره و گلگون آنان را در آغوش یکدیگر به مجسمه ای از جنایت صفتی و ددمنشی خود و تابلویی از زخم دیرین خون از ملت مسلمان ایران بدل ساخت.

آری، دست کثیف فتنه بیگانه بار دیگر از آستین کافران و ملحدان بیرون آمد و حاج نورعلی شوشتری این پیر قافله خراسانیهای شهید را پس از مدال جانبازی که در جنگ‌با کفر صدامی به سینه آویخته بود، به افتخار شهادت نائل کرد و او را در میان جمعی از عشایر پاک بلوچستان به ملکوت اعلا پیوست.

چه زیباست این عروج عشایر بلوچ و این رزمنده خراسانی، چه زیباست این عشق آسمانی و عروج عرفانی و چه تیره است روی کفر جهانی که دست خود را به خون این رزمنده و آن عشایر پاک، در میان جمع بی ریا و با صفا آلود.
سرنگون باد سلسله کفر جهانی و جاوید باد یا شهیدان عشایر و سیاهی‌مان که در این حرکت کور‌دلانه، تا حریم ملوکت اوج گرفته و جاویدان شدند.

 

 
 

تمامی حقوق محفوظ است.
بازنشر مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع می باشد.
طراحی و توسعه: حسین سلیمانی